محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

42

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

را نداشت . و ابو الهيثم بن تيهان صحابى بزرگوار به حضرت امير ( ع ) عرضه داشت : « حسادت قريش نسبت بشما از دو راه است : نيكوكاران آنان آرزو ميكنند كه از جهت احترام و برترى همشأن شما باشند ، ولى اشرار قريش حسادتشان سبب سنگينى قلبها و بىوزنى اعمال آنان شده است : زيرا آنان شما را داراى نعمتى مىبينند كه باعث استفاده شما شده و سبب محروميت آنان گرديده حاضر نيستند ، بشما ملحق شوند ، تا آنكه بفكر تقدم بر شما افتادند . به خدا سوگند ، مقصد آنها طولانى است ، و مسابقه تمام گرديده است هنگاميكه جلو افتاديد و آنها عاجز بودند ، كه در رديف شما قرار گيرند ، دربارهء شما كردند ، آنچه ديدى . به خدا سوگند شما سزاوارترين اشخاصى هستى كه بايد قريش از شما سپاسگذارى كنند : زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بهنگام زندگى يارى كردى و آن گاه كه ديده از جهان فروبست وصيتهايش را عمل نموده و قرضهايش را ادا كردى . » « به خدا سوگند قريش نسبت به خدا ظلم كرده و بيعت او را شكستند ، خدا انتقام خود را مىگيرد . ما جمعيت انصار دست و زبانمان پشتيبان شما است با دست با مخالفين حاضر شما ، مبارزه ميكنيم و با زبانمان با مخالفين غايب شما . » هرگاه مسلمين در حال دشمنى و حسادت با على بسر ببرند على ( ع ) با كدام ياورى جنگ كند ؟ ! و بچه كسى اعتماد نمايد ؟ ! از طرف ديگر همكاران ابى بكر نيروهاى خود را بسيج داده كه براى وى بيعت بگيرند : ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( صفحه 73 ج 1 ) مينويسد : « ابو بكر و عمر و ابو عبيده و عده‌اى از اصحاب بهركس ميرسيدند بدون اينكه فكر كنند آيا حاضر به بيعت با ابى بكر هست يا نيست ، او را كشان‌كشان آورده و دست او را باز كرده بدست ابى بكر ميرساندند » على عبد الرزاق در كتاب خود « الاسلام و اصول الحكم » مينويسد : « بيعت با ابى بكر بيعت سياسى زور بود ، و اين روشها را همهء دولتهاى جديد انجام ميدهند : زيرا حكومت ابى بكر همانند حكومتهاى جهان براساس قدرت و سرنيزه تكيه داشت » و آنگاه كه يقين كردند كه امام ( ع ) با آنان به هيچ وجه جنگ نخواهد كرد ، آنحضرت را مجبور بجنگ و يا بيعت كردند ، لذا حضرت امير ( ع ) چون در مقابل ضرر جنگ و ضرر بيعت قرار گرفته بود و ضرر